عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
192
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
304 أكثر النّاس معرفة لنفسه أخوفهم لربهّ : پر معرفت ترين مردم در بارهء خودش كسى است كه بيشتر از خدايش بترسد . 305 أنصح النّاس لنفسه أطوعهم لربهّ : پند دهندهترين مردم به خودش كسى است كه پروردگارش را فرمانبردارتر باشد . 306 أبغض الخلائق إلى اللّه المغتاب : دشمن ترين مردم پيش خدا كسى است كه در بارهء مردم سخن گويد 307 أكثر الصّلاح و الصّواب فى صحبة اولى النّهى و الألباب : بيشتر صلاح و درستى در صحبت خردمندان بسر بردن است . 308 أعلم النّاس باللهّ أرضاهم بقضائه : خدا شناسترين مردم كسى است كه بيشتر به قضاى خدا رضا است . 309 أعظم الذّنوب عند اللّه ذنب أصرّ عليه عامله : بزرگترين گناهان نزد خدا گناهى است كه گناه كننده بر آن بيشتر اصرار داشته باشد ( و اصلا اصرار بر گناه و لو كوچك خودش از گناهان كبيره است ) 310 أوّل اللّهو لعب و آخره حرب : سبكى و و بازيچه اوّلش بازى و شوخى است و آخرش جنگ و ستيز . 311 أوّل الشّهوة طرب و آخرها عطب : شهوت رانى اولش سرمستى و خوشى و آخرش هلاكت و تباهى است . 312 أصل الورع تجنّب الشّهوات : ريشهء پارسائى پرهيز و دورى از شهوتها است . 313 أفضل الطّاعات العزوف عن اللّذّات : برترين عبادتها از لذّات دل بر كندن است . ( عزف عن الشيّى ء اى زهدت فيه و ملتّه ) ( المنجد ) . 314 أزرى بنفسه من استشعر الطّمع : آن كس كه طمع را پيشه سازد خود را عيبناك كرده است 315 أفسد دينه من تعرّى عن الورع : آن كس كه از لباس پارسائى برهنه است دينش را تباه كرده است . 316 إدمان تحمّل المغارم يوجب الجلالة : پيوسته غرامتها و آزار مردم را تحمّل كردن موجب بزرگى است . 317 إغباب الزّيارة أمان من الملامة : يك در ميان بديدار دوستان رفتن باعث ايمنى از نكوهش است 318 أشدّ الذّنوب عند اللّه سبحانه ذنب استهان به راكبه : سخت ترين گناهان نزد خداوند سبحان